محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

761

مخزن الأدوية ( ط . ج )

باب بيست و پنجم : در بيان ادويه‌اى كه حرف اول آنها نون است فصل النون مع الالف نارجيل به فتح نون و الف و كسر راى مهمله و جيم و سكون ياى مثناة تحتانيه و لام معرب ناريل هندى است زيرا كه در هند تازه آن را ناريل و خشك آن را كهوپره نامند و به فرنگى كوكرس انديگريس و به عربى جوز هندى . ماهيت آن : ثمر درختى است و در اكثر بنادر و سواحل درياى هند و دكهن و بنگاله يافت مىشود و در مليبارات كثير الوجود و هر چند قريب‌تر به درياى شور باشد و آب شور به پاى آن برسد ثمر آن بهتر و لذيذتر و شيرين‌تر و چرب تر مىباشد و با اختلاف اراضى و بلدان از هفت هشت سال بعد از غرس تا قريب به صد سال ثمر مىدهد و ثمر آن مانند خرما در خوشه مىباشد الا آنكه خوشه آن بزرگ و در هر خوشه هفت هشت تا ده پانزده عدد و درخت آن نيز شبيه به درخت نخل الا آنكه زوايد تنه آن كمتر و شاخ‌هاى آن نيز شبيه به شاخ‌هاى نخل مگر آنكه برگ‌هاى آن بلندتر و چوب وسط آن نيز بلندتر و صلب‌تر و جاروب اكثر از چوب وسط برگ آن مىسازند و تا به بلندى دو ذرع دست و بسيار مضبوط مىباشد و ثمر آن سه پوست دارد يكى ليفى خشن ضخيم به ضخامت يك انگشت و در خامى سبز و ليفهاى آن نرم و صلب و بعد از رسيدن و خشك شدن اغبر مىگردد و آن را جدا مىنمايند و خيسانيده كوبيده ريشه‌هاى آن را جدا نموده ريسمان لنگر جهازات و كشتىها از آن مىسازند جهت آنكه در آب درياى شور به زودى پوسيده و فاسد نمىگردد و پوست دويّم آن صلب خشبى سياه رنگ و بر سر آن سه نشان ، دو كوچكتر و صلب و اندك براق شبيه به دو چشم و سيّمى اندك بزرگتر و رخو غير براق فى الجمله شبيه به دهن و از همان موضع جذب رطوبت براى نشو و نما مىنمايد و از همانجا نيز بعد از كمال رسيدگى شروع به روييدن درخت مىنمايد و در هنگام نيم‌رس بودن آب در آن باشد آن موضع را سوراخ مىنمايند و آب آن را از آن برمىآورند و بعضى مردم سر آن را به مقدار درهم بزرگى سوراخ كرده مغز آن را از جوف آن بريده بر مىآورند براى آنكه غلاف آن درست بماند براى ساختن غليان و بر آن آب نى نصب نموده غليان مىسازند و اكثرى شكسته مغز آن را برمىآورند و مىخورند و اقسام حلويات از مغز آن ترتيب مىدهند و در اكثر مليبارات خوراك مردم آنجا و حيوانات ايشان بيشتر منحصر بدان است چه خام و چه به طريق شير برنج و غير آن پخته و روغن طعام و چراغ نيز از روغن آن به عمل مىآورند و خشك آن را در اكثر بلاد بعيده مىبرند و پوست سيّم آن نازك جوزى رنگ و پيوسته به مغز آن و اين را در هنگام استعمال و اكل جدا مىنمايند و مغز آن كه سفيد و شيرين و لذيذ و با دهنيت بسيار است مىخورند و از آب آن سركه نيز مىسازند و چون آب آن را بگذارند كه به جوش آيد خمر و مسكر مىگردد و بهترين مغز آن تازه سفيد لطيف شيرين چرب كم ريشه آنست و بهترين آب آن آنست كه ملوحت نداشته باشد . طبيعت آن : مغز نارجيل تازه در وسط دويّم گرم و در اول خشك و طبيعت خشك آن در آخر دويّم گرم و در اول دويّم خشك و متكرج آن در سيّم گرم و در آخر دويّم خشك و آب آن در اول گرم و تر و همه اجزاى آن با رطوبت فضيله . افعال و خواص آن : مقوى حرارت غريزى و مسمن بدن و مولد خلط صالح . * اعضاء الرأس * جهت دفع مواد بارده بلغميه و سوداويه مانند استرخا و فالج و جنون و ماليخوليا و امثال اينها و خوشبويى دهان . * اعضاء الغذاء و النفض * جهت ضعف جگر و قرحه باطنى و بواسير و توليد منى و تسخين گرده و كمر مبرودين و ادرار بول و تقطير آن و سردى مثانه و درد آن و با شكر مولد خون صالح و مقوى حرارت غريزى .